تبليغاتX
یک نفر مثل شما
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385
یک تصویر یک درخواست!
این هم نیایش چند روز پیش من با به یک روش جدید و متفاوت از گذشته!
نشسته بودم... دیدم کاغذ و مداد دم دست است... برداشتم و بدون طرح قبلی کشیدم.
کشیدن که نه بهتر است بگویم تصویری که در ذهن داشتم را روی کاغذ ریختم!
وقتی تمام شد نگاهی کردم و از خودم پرسیدم این دیگر چه جورش بود؟!

یک تصویر

خدایا کمک کن...
به دور از افراط و تفریط...
به دور از چپ و راست شدن...
یا به قول دوست صمیمی قدیمترها که برایم کامنت گذاشته: نه شور شور نه بی نمک! :)
خدایا یکبار دیگر اعجازت را نشانمان بده...

نوشته شده توسط علیرضا در 22:13 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385
منحنی سینوسی اما صعودی!
نمی دونم این روزها چقدر فوتبال را دنبال می کنید. خیلی از ما چند روز پیش از باخت تیم ایران ناراحت شدیم. داشتم با خودم فکر می کردم اگر تیم ایران اصلا در جام جهانی حضور نداشت، این روزها ما بدون ناراحتی از باخت تیممان داشتیم آسوده و راحت فوتبال می دیدیم و از بازیهای جام جهانی لذت می بردیم! اما یادم آمد چند وقت پیش از برد ایران برابر ژاپن در مرحله مقدماتی چقدر خوشحال شده بودیم. آن روز انقدر خوشحال و امروز انقدر ناراحت، اما کدامیکی مرتبه بالاتری دارد؟! کدام ارزشمندتر است؟ برد از ژاپن و صعود به جام جهانی یا حضور در جام جهانی و باخت به مکزیک؟! سوال عجیبیه نه؟ به نظر من دومی در مرتبه بالاتری قرار داره! چون به نظرم روند رو به رشد و تعالی آدمها در همه زمینه های زندگی یک روند خطی و صعودی صرف نیست، بلکه ما با یک منحنی صعودی اما سینوسی طرفیم مثل شکل زیر! (کمی وارد ریاضی شدیم!) چیزی که مهمه اینه که درسته که ما در مسیر موفقیت بالا پایین می شویم اما همیشه در هر نقطه حداقل از منحنی رشدمان از خیلی از نقاط حداکثر قبلی بالاتریم! (مثلا در منحنی من باخت به مکزیک در جام جهانی از برد ژاپن و قهرمانی بازیهای آسیایی بالاتره) فقط کمی دچار افت شدیم و مطمئنا با چیزهایی که ازش یاد می گیریم می توانیم خیلی بهتر از قبل عمل کنیم.
ما در زندگیمون هم با همین منحنی رشد روبرو هستیم. پس اگر یک روز در مسیر رشدت به یک مشکل بزرگ برخوردی یا در زمینه ای شکستی خوردی بدون تو ذر آن لحظه روی نقاط حداقلی این منحنی هستی. اما جای نگرانی نیست چون مطمئنا از اکثر نقطه های حداکثر قبلی بالاتری. در حقیقت تو در یک فرصت جهش قرار داری پس قدرش رو بدون. یکبار دیگه منحنی من رو ببین: همیشه بعد از هر نقطه حداقل یک جهش و رشد سریع هست،  به شرط اینکه تو هم هشیار باشی.
شوخی پایانی: حالا با این تفاسیر فکر می کنی بازی بعدی ایران چند چند می شه؟ :) 

نوشته شده توسط علیرضا در 19:35 | | لینک به این مطلب
سه شنبه شانزدهم خرداد 1385
محکمتر بزن!
اون درخت سربلند پرغرور
که سرش داره به خورشید می رسه                  منم، منم!
اون درخت تن سپرده به تبر
که واسه پرنده ها دلواپسه                               منم، منم!
من صدای سبز خاک سربی ام
صدایی که خنجرش رو به خداست
صدایی که توی بهت شب دشت
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست...
من به فکر خستگی های پر پرنده هام               تو بزن، تبر بزن!
من به فکر غربت مسافرام                               آخرین ضربه رو محکمتر بزن....

خدایا محکمتر بزن...
(از یکی از ترانه های ابی برداشتم، شاعرش را نمی دانم.)

نوشته شده توسط علیرضا در 10:40 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم خرداد 1385
خدایا راه تعادل را بنما...
مدتی بهتر است جای حرف زدن کمی هم درونم را بسازم و به حرفهایم عمل کنم! مدتی اینجا نخواهم نوشت... امیدوارم خیلی طولانی نباشد... 
بیشتر از اینکه بنویسم چند وقتی باید گوش دهم پس این چند وقت جایمان عوض! شما برایم پیام بگذارید من می خوانم.
خدایا ما را در مسیر تعادل قرار بده... آمین.
نوشته شده توسط علیرضا در 12:18 | | لینک به این مطلب
جمعه پنجم خرداد 1385
کارهای کلیدی ات را خودت انجام بده!
قانونی هست که می گوید: ۸۰ درصد از وقت هایت را برای ۲۰ درصد از کارهایت صرف کن. کارهایی که هم کلیدی اند و هم ضروری. حالا چند وقتی است قصه من برعکس شده! همان ۲۰ درصد از وقتم را هم اگر به کارهای کلیدی و ضروری پرداخته باشم، باید کلی خوشحال باشم! چرا؟ این سوالی است که حتما باید بررسی کنم ببینم چرا این مدت این گونه شده.
... زود باش پسرجان کمی خودت را جمع و جور کن. چند وقته که کار کردن را تعطیل کردی! خودت هم می دانی برای رسیدن به اهداف سال ۸۵ کار کردن خیلی مهمه، پس سریعتر یک کار خوب پیدا کن، خودت که می دانی خلق یک فرصت چقدر می تواند ساده باشد! بهتر نیست این روزها بشینی و نرم افزارهای کاربردی برای تخصصت را فرابگیری؟ درس خواندنت هم که این روزها معرکه است! اقلا برای انتخاب موضوع پایان نامه یک تلاشی بکن. نرمش های صبح را هم که تعطیل کردی! این کتاب ها را بگو که روی میز و توی کمد انبار شده! مگر قرار نیست اینها مطالعه شود؟ باز جای شکرش هست که حداقل در زمینه برنامه ریزی برای تفریح خوب عمل می کنی. ببین علی جان قربانت برم!! (این قربان صدقه لازم بود تا دربرابر این سرزنش ها سرخورده نشوم!) اینها کارهای کلیدی تو هستند، نه خوابیدن، روزنامه خواندن، پای کامپیوتر نشستن و یا تلویزیون دیدن!! یادت هست آن روزها که خیلی سرت شلوغ بود آرزو می کردی کاش فرصت کوچکی داشتی تا برخی کارهای مورد علاقه ات را انجام دهی؟ خوب حالا که این همه فرصت هست پس چی شد؟ خوب حالا گذشته را بی خیال شویم. لحظه اقتدار من و تو در همبن زمان حال است. آفرین پسر خوب!! (باز یک مقدار محبت لازم بود!) دستهایت را بگیر بالا و مشت کن! از امروز خیلی خیلی بهتر عمل می کنیم.
بعضی کارها را اصلا لازم نیست انجام دهیم. بعضی کارها را حتی می شود داد کس دیگری انجام دهد. بعضی ها هستند که باید انجام شوند اما ضرورتی ندارند حتما در این زمان انجام شوند. اما بعضی کارها حتما باید توسط شما و همین حالا انجام شوند. آیا شما ۸۰ درصد از زمانتان را صرف این کارها می کنید؟

نوشته شده توسط علیرضا در 11:25 | | لینک به این مطلب